الشيخ السبحاني
51
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)
مسلمانان بپيوندد ، اين جوان ابوجندل فرزند سهيل بود . وقتى سهيل او را ديد به صورت او سيلى نواخت و جامهء او را گرفت و خواست ايشان را پيش قريش ببرد . آن جوان گفت : اى مسلمانان ، مرا به مشركان مىسپاريد ؟ رسولخدا گفت : ابوجندل ، بردبار باش ، خدا براى تو و بقيهء ناتوانان چارهاى فراهم مىسازد ، ما با قريش پيمان بستهايم و هيچگاه خيانت نخواهيم كرد . مضمون قرارداد حديبيه تا حدّى در ميان ياران پيامبر ايجاد نارضايتى كرد ؛ زيرا بسيارى از ساده لوحان با خود فكر مىكردند كه چرا بايد مسلمانان پناهندگان قريش را باز پس دهند ؛ ولى قريش فراريان مسلمان را برنگردانند . امّا گروه با ايمان تسليم قرار داد شدند ؛ چون مىدانستند پيامبر ، حجت خدا و قلب او مركز اسرار و معارف و علوم الهى است . برخى هم از راز آن آگاهى داشتند و مىدانستند كسى كه از اسلام روى گرداند و به مشركان بپيوندد ، شايسته نيست بار ديگر به صفوف مسلمانان بپيوندد و هرگاه موحّدى از چنگال قريش گريخت چون از صميم دل به يكتاپرستى ايمان آورده است سرانجام هر كجا باشد به نور ايمان ، دل او گرم و روشن مىگردد و آفريدگار مهربان براى او ، راه چارهاى پديد مىآورد و اين نمونهاى عالى از روش آزاد نبىّ اسلام است . نمونهء ديگر از وفاى به پيمان بندهء زر خريدى به نام ابوبصير اسلام آورد ؛ ولى بدون اجازهء آقاى خويش از مكه به مدينه فرار كرد . ازهربن عوف نامهاى به پيامبر نوشت و طبق قرارداد حديبيه درخواست كرد كه پيامبر گرامى او را پس بفرستد و نامه را به وسيلهء شخصى فرستاد و غلامى نيز همراه او بود . هنگامى كه پيامبر از مضمون نامه آگاه گرديد به ابوبصير گفت : ما با اين گروه قراردادى داريم كه تو نيز از آن آگاهى و نمىتوانيم خيانت كنيم . ابوبصير گفت : مرا به مشركان مىسپارى كه از دينم منحرف سازند ؟ پيامبر فرمود : خدا براى تو و ساير ناتوانان راه چارهاى پديد مىآورد .